مـ ـ ـ ـه تـ ـ ـ ـا ب
آخرين مطالب

....تفلد وبلاگم مبارک .....

آهان...اول سلام...چطورياين؟!خوفين؟....

دقيقا چنين روزی نبود که « پاتوق يه نفر از سودان  »رو زدم........چقدر انرژی داشتم...اولا من بودم و هلال جونم با گزارشای دقيقه به دقيقه از فوتبال....!....يادمه اولين باری که پيام دادم جای url آدرس ياهو رو نوشتم...اولين وبلاگی رو هم که ساختم توی همين لاکپشت دونی بود...!...يادش به خير...

تا اينکه کم کم با بقيه برو بچ آشنا شدم...مهرناز جون مهربونم که کلی چيز ازش ياد گرفتم... دريا جون دريايی با حرفای قشنگش... مطهره جون نمک پاش.... وفادار بی وفابا اون شماره هاش....  تمســاح جون نيلوفری با يه مراداب آسفالت نشده..... ساراکوچولوی ناز نازی و خوکشل......آقا حامد خجالتی با اون کامنتای درازش.... ديويد جان پرسپوليسی ....

آقا پويا قالب ساز(هنوز مخلصيم ها....!)... ميم جون شاعر...از همه مهمتر نيوشا جون شاعر و دوست داشتنی....و دوست قشنگ نويسم ماه پيشونی....و آقا مسعود ...و سوده جون بامعرفت  با شعرای به روزش و عشقی عزيز....که آدرسش رو گم کردم...

و دوست عزيزم کوچک کويری و آبجی جونش....که هميشه تو تنهاييام کمکم ميکرد.... ديوونه عاشق که هميشه به دنيا ميس هست.......ديوونه باکلاس که همش پيام تکراری ميده.....و بچه مثبت همه وبلاگا(معکوس مثبت خونده بشه!)

سوگل جون بی وفا که نيی دونم کجاست....بودا جون که هميشه نهارش حاضر بود..  عسل جون خوشمزه...و بی نام جون که مطمئنم که يه روز ميفهمم کی بوده!و آرزو خانوم که اونم نی يدونم کی برميگرده....نسيم جون مهربون و بی معرفت که تا اومده ايران يه tel هم نزده.....سانی جون عزيز

 ...پيشگو  جون که هيچ وقت واسم پيشگويی نکرد... عاطفه خانوم .....ميلاد جون شکر پاش... حسين جان غريب...و ترانه خانوم عزيز...و  مهرداد جون که ديد عجيبی داره....و دوستانی که ذهن اينجانب قد نميده به يادآوريشون......تازه قد هم بده...ديگه بسه....!

آهای هومنا تو رو هم يادم هست....تو رو هم همينطور blue جون...!...شما دو فقط وبلاگ ندارين...!دِ يالا ديگه يه وبلاگ واسه خودتون دست و پا کنید و گرنه با من طرفين هاااااااااااااااا...

خب حالا بعد اين مدت چی واسه من آوردين؟!؟.....ديوونه به من ميگه چراغ نفتیm1***...خوب منم به جای شمع ...همين وجودم رو ميزارم....تا با هم اينجا رو شوط کنيم...به يه دنيای ديگه....همون جايی که آدمک داره....

خوب اين شد سه ماه نبودن.....مساوی با تلاش و فسفر زيادی سوزدندن.....شلخته بازی و تابلوهای نصفه کشيدن...اين ورزش و اون ورزش...زيست و فيزيک و شيمی...سيم پيچای سوخته...و....هزار تا دردسر ديگه...که اگه بگم سرت سوت ميکشه

از اين به بعد سعی ميکنم مبحثی ،چيز،ميز بنويسم....گاهی هم خاطره!...

فقط يه مکشلی هست...اينکه من زياد نميتونم بيام....نميتونم زياد نظر بدم....نميتونم زياد بنويسم..نميتونم....من مامانم رو میخواااااااااااااااااام...(چقدر لوس نه!؟)

گفتم لوس....خوب ميخوام مث فيلسوفا بشينيم بحث کنيم.....عينکاتون رو بزنيد...يه مداد هم بزارين پشت گوشتون **m2  ...حالا بگين چرا بعضيا انقدر لوسن!؟....چرااااااااااا؟!....شما از آدمای لوس خوشتون مياد؟.....آدمای زيادی جدی چی؟!....آدمای الکی خوش؟!...آدمای معمولی!؟...آدمای باحال....آدمای بی مزه ...يخمک....شکر پاش؟....آدمای ديوونه(مث من!)...و کلن به نظرتون کدووم بهتره!؟...  به نظرتون اين تغييرات تو وجود آدمه... يا به خاطر شرايط مختلف ...اينطوری ميشه!؟.......به نظرت چند درصد ژنتيک تاثير داره؟

آهان تا يادم نرفته ...به هر کی تونستم نظر بدم که هيچ...هر کی نشد...همين جا توی همين وبلاگ جواب ميدم....قبول کنيد ديگه(ميخوايد خشکه حساب کنم )m3**

اينم يه مدل نوشته ست ديگه...نخونده برو قسمت بعد...

ثانيه ثانيه...سال ميشه...رنگ غبار خاطره ...احساس ميشه....تو و من،يک واژه ...يک نگاه....از پی واج ها...نخستين هجای دوستی با لبخند تو آغاز ميشه....بخند ديگه.....اينم به خاطر تفلد وبلاگم...که يه سال ثانيه ازش ميگذره و من با يه سبد تجربه،کلی دوستی...نوشتن رو ۲باره شروع ميکنم...هوارتا هورااااااااا....دلم هم خيلی تنگيده بود...)

خب ديگه با اجازه (البت،اگه هم اجازه ندی...مشکله خودته...)من ميرم....دوستدار همگی.. مهتابی...شايدم آفتابی...فک کن اگه به جاي«ي» بزاري«ه»چی ميشه بی خی خی...فعلن.....

............................توصيه های ايمنی را جدی بگيرين.....................

...نفهميده شده های متن.....

m1.ی چيزی تو مايه های من....

m2.در دايره المعارف ما اومده قيافه فيلوسفا...اينطوری بيده....

m3.اين تو دهات ما يعنی زير ميزی....!اگه نميدونستی بدون.....

فقط ۲A يادتون نرهفعلن...


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها:
[ ۱۳۸٤/۱٠/٢٢ ] [ ٢:٠٠ ‎ق.ظ ] [ .:مهتابی:. ... ]
درباره وبلاگ

آرشيو مطالب
امکانات وب