مـ ـ ـ ـه تـ ـ ـ ـا ب
آخرين مطالب

سکانس اول:ب دلیل بارش برف سنگین ادامه سریال ب سالهای بعد ماکول شد!!!ای بابا..نزنین..میگم حالا....صبر داشته باشید...فعلن خاطر ها روداشته باشین تا بعدن3ریال رو استاد کنم!

سکانس 2وم:رفته بودم حرم.....خیلی خلوت بود...اینم ی عکس از اونجاس.....دلم هوایی شد ۲باره....محرم چقدر دلگيره هاااا!!!!!

سکانس 3وم:رفته بودیم تو حیاط....با ابجی.....مامان اینام  بالا پنجره داشتن ما رو نیگاه میکردن...و من هی مسخره بازی در می اوردم...هیچی هم نپوشیده بودم...یهویی بابا اومد...گفت:عجب سرده هوا...اوه اوه....

منم جو گیر شدم... ی گلوله برف پرتاب...و تالاپ تو صورت بابا....منو میگی هنوز اولی رونزده بودم...فکر دومی تو سرم بود و خنده...ک  یهو دیدم...ازدو طرف...ببخشید 4 طرف ...اسمون و زمین و مشرق ومغرب برفی هستم...هی ابجی برف  میزد به ما...هی بابا....شده بودم ادم برفی....این عینکم قوز بالا قوز...2 متر برف نشسته بود روش...اولین بار بود ک دنیا روب این سفیدی می دیدم!!!...دیگه هی برف پرت میکردم...بدونه اینکه بدونم ب کی وکجا میزنم!!!!!!!

سکانس 4رم:میخواستم بیام تو خونه...مامان رام نمی داد....میگفت پر از برفی...ب جان خودم 3 ساعت خودمو تکونده بودم....انگار دلقک سیرک دیده باشن..دهاناشون تا بناگوششون رفته بود.....اخه سرم سفید سفید بود....ب زور اومدم تو....بابا دستش چایی بود....لبخند زنان....برف بازی خوبی بود...من:بعله نامردا...2 نفر ب ی نفر.!!!

سکانس 5جم:رفته بودم بالا پشت بوم.....خواهرمو پرت کردم تو برفا..گفتم عمرن بهت پناه بدم...برو بچه پرو...(اخه اخبار میگفت ب حیووونا پناه بدین گناه دارن!!!....)دیگه هیچی یهو دیدیم انداختم تو برفا و درم رو از پشت قفل کرد.... منم ی جا بند نمیشم که...هی میرفتم این ور هی اون ور....ی 10 دقیقه مونده بودم تو 40 سانت برف......دیگه ب زور صدا میزدم.....پاهام قدرت راه رفتن نداشت...عین این جوجه ها تو برف مونده بودم...دستامو ب زور میزدم ب در.....!!.

 

داشتم غزل خدافظی رو می خوندم ک خواهرم تازه اومد پشت در.... هی میگفت بگو غلط کردم....منم خنده م گرفته بود...هی میگفتم غلط کردی...غلط کردیدستامو پر برف کردم....در رو ک باز کرد....هی میخندید میگفت گفتی غلط کردی.....منم برفا ریختم تو صورتش.....و گفتم:اره گفتم غلط کردی....و خلاصه بعدم رنگامو بردمو عین دیونه ها 3ساعت التماس برفا میکردم ک رنگ بشن!!!!!!فک کنم ی امپول بیفتم اساسی....خدا ب خیر بگذرونه!!!!....

سکانس آخر:کات..../میبینید مظلوم گیر اوردن!!!!/....

 

 

 

 

 

 

Image hosted by allyoucanupload.com

 

 


موضوعات مرتبط: ()

برچسب‌ها:
[ ۱۳۸٦/۱٠/٢۳ ] [ ۱:٤۳ ‎ق.ظ ] [ .:مهتابی:. ... ]
درباره وبلاگ

آرشيو مطالب
امکانات وب