توت خورون و گشنگی...آرزو!

 

حالم زیاد خوش نیست...یعنی اصلن..../>/>.29.gif!..سعی کردم شاد بنویسم و البته کمتر غلط املایی و محاوره ای....!!!!

از پرند نیلگون هم ممنونم به خاطر دعوتشون!.49.gif..شرمنده فرمودند!آرزو؟!....اگر بگویم آرزویی ندارم دماغم مانند پینوکیو لایه ازون را سوراخ خواهد کرد...44.gifدر راه بشریت فداکاری میکنیم و ارزو میکنیم...04.gif..البته پسرا بیشتر دنبال آرزو هستند اونم مورد داره... 15.gif....

من مهتابی آرزو دارم آدم بمیرم،آرزو دارم وقت دنیا پس دادن،کوله بارم پر باشد،آرزو دارم یک روز همه به آرزوهاشون برسند،آرزو دارم خواب فروغ یک روز به حقیقت بپیوندد و آن کس که قرار است،بیاد،آرزو دارم ببینم این پشت دریا ها و اون شهر رویایی سهراب چه شکلیه چه رنگیه!!!آرزو دارم یک روز از تموم علوم و فنون جهان سر دربیاورم و ابهامی برایم نماند!!اگه بخوام یگم ک تا فردا شبم طول میکشه....دعوتی های من:مهرناز جونم،49.gif شکیبا خانوم 49.gif و آقا صدرا 49.gif و معصوم جون  معصومم ،49.gif لاریسا جونم 49.gifو عاطفه خانوم و49.gifهومنای مهربونم 49.gifو همون 49.gif ک خیلی بیشتر از بقیه دوست دارم آرزوهاش رو بدونم، هر چند میدونم شرکت نمیکنه!02.gif..

 خاطراته دیگه....شرمنده میفرمایید نمی خوانید!!!03.gif 

سه شنبه روزی بود ک امتحانی داشتیم از نوع فیزیکی و مغناطیس و هر چه همانند آن فرمول مزخرف دارد.....و گاها بحث هایی فراتر از جالبیت...چنان انسان را به وجد می آورد که حروف ابجد یادش میرد!!!دل و جگر ک سهل است گاهی معده ی آدم هم بالا می آید  .15.gif..!بعله منحرف نشویم داشتم میفرمودم ساعت ۳.۳۰ شب بود که ساعت نق نق زد و ما را از خواب ناز خرچنگ کشان  پرانید،بلند شدیم یک نگاهی ب خرچنگ ها بینداختیم و خواب از چشمان مبارکما رخت فرو بست و ما را به اشتیاق فرمول های عجیب غریب ملتفت ساخت!!!استفاده بهینه از وقت(سازمان بهینه سازی وقت های تلف شده!!)۶۰ ثانیه..۶۰ فرمول!

بعله بعد از کلی کلنجار رفتن و دنبال گشتن هر کدام از وسایلمان...و کلی بوق بوق شنیدن درب منزل..ساعت ۸..... ۴ چرخی را آتش بکردیم و ۱۵/۸   رسیدیم دم درب کلاس ...آنقدر کلاس درهم و ورهم بود ک اصلآ و ابدآ متوجه استاده به آن گنده گی نشدم...استاد هم آنقدر آرام آرام قدم برداشتم ک متوجه حضورم در کلاس نشد....رفتم تلپ شدم جایی ک برایم زنبیل گذاشته بودند.....یک ورقی بدیدم ب دست بچه ها.....فکر کردم سوالات امتحان است....ب رفیقمان گفتیم: ها حل کن ببینیم.....ضایعمان کرد و گفت:زهی خیال باطل چک نویسی بیش نیست....این صابون تقلب را هم به سر و صورتت آنقدر نمال باران نمیبارد!!!! 37.gif

 ما هم آهی کشیدیم و ورقی از استاد ب ما رسید....از قدیم و ندیم گفتن آنچه از دوست استاد رسد نیکو تلخ است!!!!با تمام این حرف ها تلخی را  رد نکردیم و مجبوری بگرفتیم..سوال ها را هم دادن....حلش کردیم و ۲ عدد سوال را هم برای اولین بار 71.gif/>/>  متقلب شدیم...یک سوال ک اشتباه در آمد و میماند بازه خالصش یک سوال!!!!(امیدوارم از نظر و منظر شرایع اسلامی مورد نداشته باشد که ما تاب سوختن در آتش جهنم را نداریم! 28.gif !!نمیدانم چه زوری است میخواهند جهنم را به نام من بزنند..می‏كشمت...).....کلی هم بخندیدیم از دست استاد،هی گوشش را میچرخانید تا بلکه چشمانش ثبوت پیدا کند، هی نثارش میکرد پشت گردنی(باور کنید داشنجوییم!!!)تا بلکه گردنش نچرخد!!!   04.gifگاهی هم داد میکشید......ک دم در بد است بفرمایید داخل شوید و راحت از روی هم بنویسید..ازت سند دارم.ما هم هی گفتیم میان ترم کیلویی چندهه؟...استاد و نمره اش رو عشقه!!!177.gif

مختصر بنالم، ازمایشگاه را هم گذرانیدم و آمدم راهی خانه شوم که دوستمان گفت بیا بریم...بریم بازی کنیم.........گفتم چه بازی؟:او هم گفت گرگم به هوا...من هم گفتم:خاله بازی که به لوسیتمان هم بخورد....خلاصه  ابتداعا سری ب درخت توتمان زدیم(چ زود ۴ دونگش را گرفتیم!) و یک برسی فیزیکی و خوراکی و زیستیی بارش کردیم ک نیا و نبین!!انگار صد سال است توت نخورده باشیم و ....!!!!فکرش هم خجالت آور است....22.gif.جو گیر شدیم دیگر...دوستان اغفالمان میکنند واگرنه ما را چه به توت خوردن و دعوا بر سر یک دانه توت ....76.gif.  .یکم هم کرم های برگ درختان را جدا کردم و هی پرتاب کردم بر روی دوست گرمی مان ...او هم انگار نه انگار محیط یک محیط آرام است...جیغ میزد....خجالت هم نمیکشید.....چنان فریاد میکشید ك موهاي كرم بدیخت هم به سیخ کشیده میشد!!!

اون:تموم شد دیگه...توت نداره...

من:هنوز برگاشم هست..نوش جونت

اون:برگاشو گذاشتم تو بخوری

من:من توت خوردم سیرم...ناز نکن بخور

اون:یادم نیست چی گفت....

ی برگ کندم ۶..۷ تا کرم روش بود..یکی از کرما رو گذاشتم کف دستم و تالاپ سمت اون...ی جیغ بنفش...نفر سوم میگه زشته....نکنید...آخه ی کرم کوچیک ترس نداره!....اون ی مشت آب حواله صورت و عینکم.....حرصم دراومد...!!منم آب طرفش...یهو فرار میکنه میره ی طرف دیگه....بعدم میگه بیا برات کرم پیدا کردم بیا بخورشون...این درخته بیشتر داره....

من:سرخش کنم برات یا همینطوری میخوری...

اون:تو دوستشون داری..پس بخور...

من:آره دوسشون دارم..چون یاده تو می افتم....میخوام یکیشون رو بزارم لای کتابم تا خشک بشه....تا هر وقت دیدمشون....تو رو.////...

اون:یکم بخور تا مغزت ب کار بیفته...

من:همینه ک فسفر داره مغزت....اینا رو خوردی...273.gif 

خلاصه انقدر جدال کردیم و گفتیم و حندیدیم ک یادمون رفت روزمون دارد تمام میشود!!!!طبق معمول همیشه، آخرش هم یک بستنی قیفی را به لیس کشیدیم 300.gif    تا برسیم به دو راهی منزل!!

پ ن:۱.سکسکه:راه های قیلی رو اگه انجام دادین اینا رو بخونین...۱.داخل‌ يك‌ كيسه‌ كاغذي‌ تنفس‌ كنيد...(همان بحث کنترل جمعیت!)..۲.زبان‌ خود را به‌ ملايمت‌ بكشيد.(شاید دراز شود و حق خودتان را از این سکسکه لعنتی بگیرین!).۳. نان‌ خشك‌ يا يخ‌ خرد شده‌ قورت‌ دهيد(بخورید تا قد عافیت رو بیشتر بدونینن!*)04.gif03.gif....در ۳ ریال بعدی آدرس سایت رو می گمتون...فعلن تو خماری بمونین!

ی جمله دیشب خوندم خوشم اومد...دو گرسنه هرگز سیر نمیشوند؛جوینده علم و جوینده ی مال.امام علی(ع)...خب دیگه منم حسابی گشنمه....مراقب ثانیه هاتون باشین!فعلن...

 

/ 39 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پرند نيلگون

سلام سلام خوب ممنون ! بسه ديگه ! لطفاْ بيش از اين شرمنده نکنيد ممنون راستش تا اون جا که يادم مياد کشف الاسرار چون مجلدهاش خيلی زياده در بخش مرجع کتابخونه ها نگهداری می شه و خريدن اصلش هم امکان پذير نيس مگه با پول فراوون و لابد از جای خاص . اما انتشارات سمت مثلاْ يکی از جاهاييه که گزيده شو داره . بايد گزيده شو بخری . موفق باشی

لارا

سلام من آپ کردمخوشحال ميشم شما هم بيای

یه بچه مثبت

خوشگل بود مثل همیشه... منم آپ کردم خوشحال میشم پیشم بیای و مثل همیشه شادم کنی

لارا

سلام بعد از کلی توهين تصميم گرفتم وبلاگمو عوض کنم دوست داشتی خوشحال میشم بيای

پرند نيلگون

خوشحالم که نوشته های ادبی و آثار بزرگ ، انقدر برات مهمّن . اما منم همه مجلدهای کشف الاسرار رو ندارم که ! گفتم که خلاصه شو دارم . شما هم می تونی خلاصه شو تهیه کنی . بهتر از هیچیه ! در مورد خیلیا دوست دارم بگم . بخونم . بنویسم ! اما حس و حال می خواد تا خوب دربیاد . منم خیلی سلیقه ای میرم سراغ این چیزا . ممکنه از 10 تا چیز خوشم بیاد اما تا مطمئن نشم در مورد اون چه فهمیدم و منابع و مطالبم رو کامل نکنم اصلاً اصلاً نمی نویسم . اونایی هم که اسم بردی آدمای فوق العاده بزرگی اند و خیلی دوست دارم در موردشون بگم . اما اگه یه سرچ کوچولو بکنی مطالب فوق العاده ای پیدا می کنی . یا بعضی نقدهای چاپ شده به صورت مقاله و کتاب رو بخونی ! توی وبلاگ ، به نظر من بهتره از اونایی که کمتر شناخته شده اند بگیم یا مثلاً اگه با خوندن چیزی ، مطلب متفاوتی به نظرمون رسید .... وگرنه می شه تکرار مکرّرات . دنیا هم شده پر از مطلب و کتاب . ...

پرند نيلگون

من در مورد اون دوست عزیزی که اشاره کردی ( فانوس ... ) چیزی نخوندم . شاید فرصت نکنم به این زودی ... اما ممنون که گفتی ! و این که من به رقابت و اینا فکر نمی کنم . خوشحال هم می شم از من بهتر بنویسن . البته دوست دارم یه سر برم و از مطالبشون حتما استفاده کنم . خوبه ! من هیچ وقت احساس نکردم شما خدای نکرده پررو یا پر حرفی ! از زیاد حرف زدن هم خوشم میاد . پاش بیفته شاید من جلو بزنم . بازم از لطفت ممنون . شاد و پیروز باشی همیشه

پسری متولد کوهستان

سلام مهتابی جان ميگم جديدا يه ارزو خريدم يه ارزوی بزرگ خيلی بزرگ ميگم دعا کن بهش برسم دعا ميکنی ؟؟؟؟

لارا

مرسی از صحبتهای آرومت دوست خوبم

بچه خوک

خوب شد يه موافق پيدا شد

پروين

سلام اگه موافق تبادل لينک هستيد منو با نام (‌ پروين )‌ لينک کنيد و بهم بگيد با چه نامی لينکتون کنم